![]() |
![]() |
|
| زندگی جام شرابیست که باید نوشید |
|
(۱) بخوان ، سیر خواهی شد اینجا ، با نون واج آرایی می کنند ، نه سفره آرایی!
(۲) در شهر ما ، خیابانها برای سنگفرشها کوچک اند با قدمهای بلند برو!
(۳) پوست تنم می سوزد نمی دانم هوا سرد است یا گرم !!
|
|
+ نوشته شده
توسط آفرین مهیمنی |
|
|
(۱)
پیرمردی دیدم با تکه روزنامه ای بر سرش بی خبر بود ، همه ی حرفهای روزنامه قطره های باران را میجوند
(۲)
کبوتران شهر ، جلد خیابان شده اند تکه های نان از کف گدایان میبرند
|
|
+ نوشته شده
توسط آفرین مهیمنی |
|
|
صفحه نخست آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
که میلادت نزول خجستهی باران باد
بر تشنگی خاک و طلوع آفتاب بر سماجت ِ ظلمت، شکوفهی تبسمی بر لبان ِ دلتنگی و جلوهی ستارهای در مه گرفتگی این افق ( احمد شاملو ) |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن ادبی فرهنگی خط فاصله علی باباچاهی کوروش همه خانی ابوالفضل پاشا حافظ موسوی دکتر سلاجقه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آبان 1387 |
|
RSS
|