![]() |
![]() |
|
| زندگی جام شرابیست که باید نوشید |
|
گوشم را بریدم به تیغ نگاه تو آن وقت که در راستِ من دروغ می گفتی " آسمان خانه ی شما هنوز هم آبیست " وقتی ۸ سالم شد با یک گوش بریده در حیاط خانه هفت سنگ را با کاغذ قیچی می زدم خواب را که نمی توانستم! روی باران خط می زدم باران دوبار می بارید و تنها یک بار به ناودان می ریخت سر خانه سر می رفت و با دستهای کوچکم از آن ور بام نردبانی می گذاشتم برای باران نردبان آب می شد و پله پله می بارد و زمین می بلعد آرزو می کردم کاش نردبان با ریشه بود و زمین از نردبان بالا می رفت به بام می رسید و از آنجا... آیا پایینی بود ؟ حالا دیگر خانمان بر پشت بام نه ! اینجا خدایگان خورشید و آتش تا حتی قلموی مونالیزا هم هست و زمین بر پشت بام خانمان خانمان کجاست ؟
|
|
+ نوشته شده
توسط آفرین مهیمنی |
|
|
شب با منقار سفیدش نوک میزند به سیاهی پنجره ی اتاقم چراغ را که روشن می کنم پنجره سفید است و شب سیاه |
|
+ نوشته شده
توسط آفرین مهیمنی |
|
|
صفحه نخست آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
که میلادت نزول خجستهی باران باد
بر تشنگی خاک و طلوع آفتاب بر سماجت ِ ظلمت، شکوفهی تبسمی بر لبان ِ دلتنگی و جلوهی ستارهای در مه گرفتگی این افق ( احمد شاملو ) |
| پیوندهای روزانه |
|
مهدی اخوان ثالث رباعیات خیام مولانا خواجه ی شیراز انجمن شاعران ایران آیدین آغداشلو حسین پناهی احمد شاملو پیاده رو وازنا انجمن ادبی فرهنگی خط فاصله آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 آبان 1387 |
|
RSS
|